پولشویی مبتنی بر تجارت، وجه را از مسیر خرید و فروش کالا جابهجا میکند؛ آنچه در حساب دیده میشود یک پرداخت تجاری کاملاً عادی است. تشخیص آن نیازمند شاخصهایی است که از تراکنش تنها بهدست نمیآیند.
در پولشویی مبتنی بر تجارت (TBML) ارزش از طریق معاملهٔ کالا منتقل میشود: کالایی گرانتر یا ارزانتر از ارزش واقعی فاکتور میشود، یا اصلاً جابهجا نمیشود. آنچه در صورتحساب بانکی میبینید یک پرداخت بازرگانی متعارف است. به همین دلیل، سامانهای که فقط الگوی تراکنش را میبیند، این نوع را عملاً نمیبیند.
گروه ویژهٔ اقدام مالی در راهنمای شاخصهای خطر پولشویی مبتنی بر تجارت، مجموعهای از نشانهها را گردآوری کرده و بر یک اصل تأکید میکند: هیچ شاخصی بهتنهایی دلیل ظن نیست، اما وجود آن تکلیف بررسی دقیقتر ایجاد میکند. این نوشته آن شاخصها را در چهار دسته مرور میکند.
دستهٔ یک: ساختار و رفتار طرف معامله
- شرکتی که تازه ثبت شده و بلافاصله وارد معاملات بزرگ بینالمللی میشود.
- ناتناسبی میان اندازهٔ شرکت — سرمایهٔ ثبتی، تعداد کارکنان، نشانی — و حجم معاملات آن.
- موضوع فعالیت ثبتی که با کالای مورد معامله ارتباطی ندارد؛ شرکتی با موضوع خدمات رایانهای که فلز اساسی وارد میکند.
- ساختار مالکیتی پیچیده یا چندلایه که مالک واقعی را پنهان نگه میدارد.
- استفاده از واسطهها یا شرکتهای ثالثی که نقش اقتصادی روشنی در زنجیره ندارند.
- نشانیهای مشترک میان چند شرکت بهظاهر مستقل، یا اشتراک اعضای هیئتمدیره.
دستهٔ دو: سند و کالا
- بیشفاکتورسازی و کمفاکتورسازی: اختلاف معنادار قیمت اظهارشده با قیمت متعارف بازار برای همان کالا.
- ناسازگاری میان اسناد: مغایرت مقدار، کیفیت یا شرح کالا میان فاکتور، بارنامه و اظهارنامهٔ گمرکی.
- فاکتور کردن کالایی که با ظرفیت حمل اعلامشده تناسب ندارد.
- ارسالهای مکرر و یکسان از کالای واحد میان همان طرفین.
- کالاهایی که ارزشگذاریشان ذاتاً دشوار است — سنگهای قیمتی، آثار هنری، قطعات صنعتی خاص — یا کالاهای پرمصرف با قیمت مرجع مبهم.
- مبالغ رُند و بدون اجزای خرد در معاملاتی که طبیعتاً باید عدد شکسته داشته باشند.
دستهٔ سه: حساب و پرداخت
- پرداخت از حساب شخص ثالثی که طرف قرارداد نیست.
- پرداخت به کشوری غیر از کشور فروشنده یا مبدأ کالا.
- تقسیم یک پرداخت به چند پرداخت کوچکتر بدون توجیه تجاری.
- پیشپرداختهای بزرگ برای کالایی که هرگز تحویل نمیشود، یا استرداد وجه به حسابی متفاوت از حساب پرداختکننده.
- الگوی ورود و خروج هممبلغ در فاصلهٔ کوتاه؛ حسابی که صرفاً نقش عبوری دارد.
دستهٔ چهار: مسیر و جغرافیا
- مسیر حمل که بدون توجیه تجاری از چند کشور یا چند شرکت تابعه عبور میکند.
- عبور از مناطق آزاد تجاری در مسیری که از نظر لجستیکی منطقی نیست.
- تغییر مقصد یا تغییر گیرنده پس از صدور اسناد.
- عدم تناسب میان کالای اظهارشده و ظرفیت یا نوع وسیلهٔ حمل.
چرا این نوع سختتر از بقیه کشف میشود
سه دلیل ساختاری دارد. نخست، دادهٔ لازم در یک جا نیست: بخشی نزد بانک، بخشی نزد گمرک، بخشی در اسناد حمل. دوم، سنجش «قیمت متعارف» مرجع بیرونی میخواهد و بدون آن، بیشفاکتورسازی قابل اثبات نیست. سوم، بسیاری از این نشانهها بهتنهایی کاملاً عادیاند — شرکت تازهتأسیس، پرداخت شخص ثالث و مسیر چندکشوره هر روز بهطور قانونی رخ میدهند. آنچه ظن ایجاد میکند، همزمانی چند شاخص است.
به همین دلیل، پیادهسازی درست یعنی هر شاخص وزنی داشته باشد و امتیاز تجمیعی سنجیده شود، نه اینکه هر شاخص بهتنهایی هشدار تولید کند. سامانهای که برای هر پرداخت شخص ثالث یک هشدار میسازد، ظرف چند هفته از کار میافتد.
آنچه سامانه باید فراهم کند
- نگهداری دادهٔ اسناد تجاری در کنار دادهٔ تراکنش، در یک بستر قابل پیوند.
- تحلیل شبکهای برای کشف نشانی مشترک، مدیر مشترک و مالکیت متقابل میان طرفین.
- موتور قواعد با وزندهی و امتیاز تجمیعی، نه هشدار تکشاخصی.
- امکان تعریف مرجع قیمت و آستانهٔ انحراف برای دستههای کالایی.
- ثبت اقدام انجامشده روی هر هشدار، بهگونهای که سابقهٔ رسیدگی در بازرسی قابل ارائه باشد.
معیارهای مقرراتی داخلی متناظر با این شاخصها — از جمله «مشکوک به فعالیت صوری» و «ناتناسبی فعالیت با موضوع اساسنامه» — را در فهرست اشخاص با ریسک بالا و روش کشف مالک واقعی در ساختارهای چندلایه را در مالک واقعی کیست؟ آوردهایم.
این نوشته صرفاً جنبه اطلاعرسانی دارد. شاخصها برگرفته از راهنمای شاخصهای خطر گروه ویژه اقدام مالی است و جایگزین متن رسمی آن یا مقررات داخلی نیست.
میخواهید ببینید این الزامات در عمل چگونه اجرا میشوند؟
بازگشت به فهرست مقالات مقالات مدیریت ریسک